X
تبلیغات
فیلم کوتاه /rss" />




























شاید شما هم نمونه‌های زیادی از تغییر مدیریت را در نظام اداری ایران سراغ داشته باشید که گروه جدید، متأسفانه دست به یک پاکسازی زده و نه تنها آدم‌های جدید که گاه حتی قوانین و نظام جدید را پایه‌گذاری کرده است. اما متأسفانه‌تر این که این موضوع فقط به نظام اداری ما محدود نمی‌شود. گویی این یک فرهنگ ایرانی‌ست که هر گاه کسی می‌خواهد موضوعی را (ولو درست و زیربنایی) اصلاح کند، ابتدا یک‌سره دست به تخریب می‌زند. نمونه‌های مدرن‌سازی رضا خان و انقلابی‌سازی هنر در سال‌های اول انقلاب مثال‌های روشنی هستند.

سایت یک انجمن صنفی هم طبیعتاً‌ از این فرهنگ مبرا نیست. حدود چهار سال پیش که اعضای هیأت مدیره‌ی وقت انجمن فیلم کوتاه دست به مرمت سایت ایسفا زدند، هر آن‌چه از سابقه‌ی این انجمن موجود بود را از بین بردند. مسئول وقت سایت، در منتقل کردن اطلاعات قدیمی آن‌قدر تعلل کرد که زمان آن منقضی شد و کل سابقه‌ی انجمن از بین رفت. از یک ماه پیش که سایت انجمن فیلم کوتاه را تحویل گرفتم، از اولین چیزهایی که پی‌گیرش بوده و هستم،‌ بازیابی آن سابقه به نحوی از انحاء است. خوشبختانه راهی را یافته‌ام که عکس‌ها و خبرهای آن دوره یکی یکی دارند از زیر خاک بیرون می‌آیند و به معرض دید قرار می‌گیرند. این عکس‌ها به صورت آلبوم‌هایی در صفحه‌ی انجمن در فیسبوک و سپس در خود سایت بارگذاری خواهند شد.

از بازیابی این سابقه نه فقط به خاطر احیای اخبار، که به خاطر پشت کردن به این عادت خودخواهانه‌ی فرهنگی خوشحالم که برای ساختن، اول تخریب کن. مدیریت سایت ایسفا، تا همین‌جایش برای من تجربه‌ی متفاوتی بوده است.

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 | 11:25 | محمد ارژنگ | |

پس از استقبال قابل توجه علاقه‌مندان به کارگردانی از جلد نخست کتاب دکوپاژهای مرجع، ترجمه‌ی جلد دوم این کتاب را در برنامه‌ی کاری‌ام قرار دادم که چند روز پیش به اتمام رسید. جلد دوم این کتاب، به شکلی بسیار دقیق و حرفه‌ای و در عین حال با همان زبان ساده و آکادمیکش، تنها به بررسی و توضیح دکوپاژ صحنه‌های گفت و گو می‌پردازد. ناشر فارسی این کتاب، همان ناشر جلد نخست آن یعنی «کتاب نشر نیکا» خواهد بود و طبق برنامه‌، در سال ۹۳ به بازار عرضه خواهد شد.

جمعه دوم اسفند 1392 | 18:4 | محمد ارژنگ | |

مسئولان فرهنگی و حامی سینماگران در سینما آفریقا، بابت چاپ جدول برنامه‌ی نمایش فیلم‌هایشان با مزخرف‌ترین کیفیت ممکن، مبلغ دو هزار تومان از هر متقاضی دریافت می‌کنند. جدولی که حتی پنجاه تومان هم هزینه نبرده و وظیفه‌ی هر سینمایی‌ست تا به تماشاچی‌اش به صورت رایگان ارائه کند. ظاهراً این یک قاعده شده است که از هر شلوغی‌ای، باید به سود منافع خودمان استفاده کنیم.

این جدول را من پاکیزه و دوباره تایپ کرده‌ام و شما می‌توانید از لینک زیر آن را ببینید. این هم انگار یک قاعده‌ی دیگر است که وظیفه‌ی هر کسی را یک کس دیگر باید انجام دهد.

[مشاهده‌ی برنامه‌ی نمایش فیلم‌های سینما افریقا]

یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 | 14:12 | محمد ارژنگ | |

این روزها مدیریت جدید انجمن سینمای جوان ایران، آقای حبیب ایل‌بیگی، با همکاری آرش رصافی جلسات متعددی را با فیلم‌سازان فیلم کوتاه برگزار می‌کند که در آن‌ها به آسیب‌شناسی فیلم کوتاه و سینمای جوان در سال‌های گذشته می‌پردازد. او هم مثل بسیاری مدیران دیگر، مخروبه‌ای را از مدیر قبلی تحویل گرفته است و حالا باید بخش عمده‌ای از انرژی‌اش را صرف برگشتن به نقطه‌ی صفر کند. اما با برگزاری این جلسات این طور به نظر می‌آید که وی فقط به دنبال برگشتن به وضعیت قبلی را ندارد و گویا در پی پیش بردن آن نیز هست. هر چه باشد، تا همین‌جایش این اقدام آقای ایل بیگی را به فال نیک گرفته و بابت برخورد کارشناسی‌اش با موضوع خوشحالیم. امیدوارم خبرهای خوشحال کننده‌ی بیش‌تری را از سوی ایشان بشنویم.

چهارشنبه یازدهم دی 1392 | 13:17 | محمد ارژنگ | |

درد سری‌ست واقعاً. ما مشهدی‌ها لغات منحصر به فردی داریم که گاهی پیدا کردن معادل رسمی فارسی برای آن‌ها دشوار است. مثلاً الآن می‌خواستم به مناسبت جشنواره‌ی حقیقت مطلبی بنویسم که در آن بپرسم چرا مسؤولان سینمایی تمام امکاناتشان را برای جشنواره‌ها صرف می‌کنند؟ چرا ما را این‌قدر «تنقسی» می‌دهند و فضای سینمایی را در تمام طول سال فعال نگه نمی‌دارند؟ که ندانستم چه معادلی باید برای «تنقسی» بگذارم. لغت «تنقسی» /tenghesi/ که معادل فارسی رسمی‌ای برایش نمی‌شناسم، به فقدان یک چیز به علت یک جور بدطینتی یا بی‌عرضگی یا بی‌درایتی اشاره دارد. با مثال‌هایی می‌توانم معنایش را برایتان بگویم. مثلاً:

* یره ئی وزارت ارشادم یٓگ دِنه جشنواره‌ی فیلم مستند دِره نِمِذِره جشنواره‌ی خصوصی راه بیفته که ما رِ تنقسی بده.
* بعدِ هزار سال یٓگ جلسه گُذِشتن با تقوایی، بعد همٓه رِ کِردٓن تو یٓگ سالنِ ریزه، ملت رِ انداختن به تنقسی که همه جونِشا در بیه تا زیادی خوشحال نِرٓن.
* تقوایی رِ آوردن هی استاد استاد بهش مِگٓن بعد چه قد بهش وقت دادن؟ یٓگ ساعت و نیم! خب بِری چی اِنقٓد تنقسی؟
* فیلمای تقوایی رِ نِمایش دادن، نصفه! خب همه شِ نشون بده، می‌میری؟ بری چی تنقسی‌مان می‌دی؟
* یگ دِنه جشنواره‌ی مستند دِرِم در سال، او وقت فقط تقوایی رِ دعوت کردن. خب باقی فیلم‌سازای مهم رٓم دعوت کن. حیفت میه؟ همه کاراتان به تنقسیه.
* سالی یٓگ بار جشنواره برگزار مُکُنن، شوصمد تا فیلم رِ نِمایش مِدٓن بعد همزمان کارگاه آموزشی‌یٓم برگزار مُکُنٓن. انگار مِخٓن بگن: «جونتان در بیه خوب حال کُنِن چون باید تا سال بعد تنقسی بیکیشِن. اگرم نِمتِنِن همه‌ی برنامه‌ها رِ ببینن، به جهندٓم مشکل خودِتانه.»

کارشناسان اگر معادلی دارند بگویند تا من بتوانم مطلبم را بنویسم. اگر هم معادلی ندارند حداقل بگویند واقعاً چرا مدیران سینمایی دوست دارند ما را تنقسی بدهند؟ از محتاج دیدن فیلم‌سازان لذت می‌برند؟

یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 | 0:7 | محمد ارژنگ | |

کم‌تر پیش می‌آید فیلم کوتاهی را در پی‌اش باشیم تا دی وی دی‌اش را بیابیم و بخواهیم در خانه تماشایش کنیم، منظورم فیلمی خارجی‌ست؛ از آن دسته فیلم‌هایی که در شبکه‌ی عظیم زیرزمینی، زیرنویس، تکثیر و دست به دست می‌شوند. اما اگر یک در پانصد، فیلمی کوتاه از این دست را ببینید، احتمالاً با زیرنویس فاجعه‌باری که دارد از آن هیچ نخواهید فهمید! مگر فیلم کوتاه چند تا دیالوگ دارد که با از دست دادن «چند تایی» از آن‌ها، هنوز بشود فهمید بازیگران چه می‌گویند؟

ترجمه‌ و زیرنویس فیلم‌های شبکه‌ی زیرزمینی، از آن‌جایی که حرفه‌ی پرسودی‌ست، توجه بسیاری را به خودش جلب کرده است اما مشکل عمده در این حرفه، پیدا کردن فیلم‌ها و خریدن آن‌هاست. برای همین هم هست که افرادی که در این زمینه کار می‌کنند زیاد نیستند. متأسفانه قریب به اتفاق این جمع نیز، از زبان انگلیسی (که اکثر فیلم‌ها به آن زبان زیرنویس شده‌اند) چیز چندانی نمی‌دانند. یکی از این نوابغ که اسم خودش را گذاشته است «ونوس دی‌وی‌دی» منهای تبلیغش را که جا به جا به عنون زیرنویس می‌آورد، جملات شاهکاری دارد که هر کدامشان مثال‌زدنی‌اند. مثل وقتی که بازیگری به راننده‌ی تاکسی‌ای می‌گوید: keep the change و منظورش این است که «بقیه‌ی پول مال خودت»، که ترجمه شده است: به تغییرات ادامه بده.

داشتم با خودم فکر می‌کردم به وجود آمدن این شبکه‌ی زیرزمینی، تا چه حد می‌تواند برای زبان فارسی مایه‌ی دردسر باشد. این شبکه‌ی غیررسمی در حال حاضر تبدیل به یک مرجع فرهنگی شده است و خواهیم دید که تأثیرش را روی زبان رسمی جامعه خواهد گذاشت و ای بسا اشتباهات آن به شکل غلطی مصطلح در بین مردم رواج خواهند یافت. اشتباهاتی مثل «گزاشتن»، «بلاخره»، «آماده‌ایی» و «ماله من» که این آخری در انواعی متنوع دارد بین جوان‌ها فراگیر می‌شود. و بعدش باز با خودم فکر کردم آیا آن‌هایی که با ممنوعیت‌هایشان این فیلم‌ها را تبدیل به شبکه‌ای زیرزمینی کرده‌اند هیچ متوجه هستند دارند با زبانی که خود با آن حرف می‌زنند چه می‌کنند؟
دوشنبه یازدهم آذر 1392 | 18:20 | محمد ارژنگ | |

چند روز پیش که با ناشر کتابم آخرم (دکوپاژهای مرجع) صحبت می‌کردم، از این که شنیدم چاپ اول کتاب نایاب شده و بناست چاپ دومش راهی بازار شود، خوشحال شدم. نه فقط به خاطر این که کتابم فروش رفته و مخاطب داشته، بل به این دلیل هم که این توفیق، نشان از تمایل احتمالی به خواندن کتاب در بین فیلم‌سازان دارد.

وقتی کتاب دکوپاژهای مرجع را برای ترجمه انتخاب کرده بودم، برخی از شنیدن این حرف که این کتاب در نوع خودش نظیری ندارد، متعجب می‌شدند. گاهی خودم هم شک می‌کردم که نکند دچار توهم شده‌ام. اما گذشت زمان نشان داد متأسفانه درست فکر می‌کرده‌ام. همیشه این سؤال برایم بود که چرا پیش از من کسی به ذهنش نرسیده بوده که سراغ این دست کتاب‌ها برود. جوابش حداقل الآن برایم محتمل است و البته ساده: چون فیلم‌سازان کتاب نمی‌خوانند. حداقل می‌شود گفت کتاب سینمایی نمی‌خوانند. احتمالاً یک تصور بین فیلم‌سازان جوان ما وجود دارد که خود را با اتکای به تجربه‌هایشان (ولو اندک) بی‌نیاز از مطالعه می‌دانند و تصور می‌کنند صرفاً دیدنِ فیلم آن‌ها را به قدر کافی برای ساختنِ فیلم تربیت می‌کند. حال این که به نظر من این روش «عشقِ فیلم‌ها»ست نه «کارگردانان».

یکی از مهم‌ترین علل بی‌توجهی فیلم‌سازان جوان ما به مطالعه‌ی آکادمیک شاید انبوه جشنواره‌هایی باشند که به توهم «دانایی» برخی از آنان دامن می‌زنند. طبیعتاً کسی که تصور کند در کارش هر آن‌چه لازم است می‌داند، هیچ وقت سراغ خواندن کتاب‌های آموزشی هم نخواهد رفت. در حالی که اگر به منابع انگلیسی زبان مراجعه کنید، با یک جست‌وجوی ساده‌ی اینترنتی آن‌قدر کتاب در زمینه‌ی کارگردانی خواهید یافت که حوصله‌ی شمارشش را نخواهید داشت. قبل از هر چیز، این تنوع نشان از یک بازار پررونق دارد. نشان از مخاطبان انبوهی که نویسنده را ترغیب می‌کنند دست به قلم ببرد چون او می‌داند حتماً کسانی هستند که نوشته‌هایش را می‌خوانند.

دوشنبه چهارم آذر 1392 | 18:10 | محمد ارژنگ | |

این صحنه‌ای‌ست که دولت دهم تمام تلاشش را کرد تا به وقوع نپیوندد. بیستم آبان ۹۲، پس از حدود ۲ سال، بار دیگر انتخابات صنفی انجمن فیلم کوتاه برگزار شد که برخلاف دوره‌ی قبل، فضایی بسیار آرام و بدون جنگ و جدال داشت. برگزاری این انتخابات، بیش‌تر از آن که اهمیت صنفی داشته باشد (که دارد) ارزشی نمادین دارد برای اهالی سینما که باور کنند از بین بردن سینما آن‌قدرها هم ساده نیست.

پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 | 22:53 | محمد ارژنگ | |

یک نمایشگاه عکس چه ربطی به فیلم کوتاه دارد؟ نمایشگاه عکس آزاده اخلاقی اما به نظرم فقط یک نمایشگاه عکس نبود. عکس‌های او شبیه فیلم‌های کوتاهی بودند که لحظات مرگی را برایمان به تصویر می‌کشیدند که برخی‌شان را بسیار خوانده بودیم و در ذهن‌مان بارها تصویر کرده بودیم: مرگ صمد بهرنگی، فروغ، علی شریعتی، آیت‌الله طالقانی، دکتر مصدق، کلنل تقی خان پسیان، میرزاده‌ی عشقی و... در نمایشگاه «به روایت یک شاهد عینی»، ما ناظرِ خاموش مرگ‌هایی باشکوه بودیم که بعضی‌شان نقطه‌ی عطفی در تاریخ معاصر به حساب می‌آیند. ناظری مثل خود عکاس که در تمام عکس‌ها، خاموش و بی‌ادعا به نظاره‌ی تاریخ معصوم معاصر ایران ایستاده بود؛ معصومیتی منقلب کننده... نمایشگاه آزاده اخلاقی دعوتی بود نه به عکس دیدن، و نه (چنان که من معتقدم) به تماشای فیلم‌هایی کوتاه، که فراتر از آن، شرکت در تعزیه‌ای از تاریخ صد سال گذشته. افسوس برای آن‌هایی که فرصت اشک ریختن در این تعزیه را از دست دادند. 

جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 | 3:55 | محمد ارژنگ | |


فیلم «داد» را چند مدت پیش با تکنیک کروماکی ساختم که ترکیبش با تصاویر و عکس‌های پس‌زمینه، نه به ادعای من، که به گفته‌ی بینندگان، فیلم خاص و بلکه منحصر به فردی شد. اما میانگین نظر بینندگان است که این ادعا را تأیید یا تکذیب می‌کند. برای دیدنش می‌توانید امروز شنبه، ساعت ۴ عصر در خانه‌ی هنرمندان، سالن استاد شهناز بیایید. ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خانه‌ی هنرمندان ـ تهران ـ خیابان طالقانی ـ خیابان فرصت (موسوی) ـ طبقه‌ی اول ـ سالن شهناز
شنبه دوازدهم اسفند 1391 | 10:48 | محمد ارژنگ | |
Design By : mihantheme.com